سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

574

تاريخ ايران ( فارسى )

دجله ميرود مربوط و متصل باشد و فهميد كه نخواهد توانست ناوگان خود را به طرف بالا و بر خلاف جريان تند آب بكشاند ، موقع سخت و مشكل بوده است ولى معلومات و اطلاعات اينمرد در اينمورد نيز بارآور شده و اين اشكال را رفع نمود . توضيح اينكه او از سابق در اوضاع آنحدود مطالعات زياد نموده ميدانسته است كه نهرى از بالاى كشّه خارج گشته بدجله ميريخته است و لذا در مقام تحقيق و استفسار برآمده و درنتيجه شعبهء نامبرده را كه آنوقت مدروس و متروك بوده است كشف و دوباره آن را دائر و افتتاح نمود و كشتيهاى خود را در آن انداخته از بالاى كشّه وارد دجله ساخت . در اينجا سپاه ايران نمايان شد و معلوم گرديد كه در كنار دجله آمادهء جدال و پيكار هستند زيرا كه صفوف بهم چسبيدهء سربازان جنگى با سازوبرگ تمام ديده ميشدند كه در يمين و يسار قرار گرفته و پيلان عظيم الجثه عقب سر آنها در حركت ميباشند ( كه از مشاهده آنها روميان در خوف و هراس افتادند ) . ژولين بجاى اينكه از نقشهءاى كه اسكندر در مقابل پروس به كار برد پيروى و استفاده كند مصمم گشت كه در هنگام شب حمله به‌برد . اگرچه دستهء اول قشون از تيرهاى آتشين دشمن كه آن موجب حريق ناوگان گرديد آسيب زياد ديدند ولى عاقبت روميان موفق شده خود را بساحل رسانيدند و در طرف يسار شط موضع محكمى گرفتند و هنگام طليعهء صبح حمله بردند و ايرانيان پس از دوازده ساعت پايدارى به تيسفون پناه بردند و روميها آنها را تا دروازه‌هاى شهر تعاقب نمودند . غنائم اين جنگ خيلى زياد بود و مبالغ هنگفتى سيم و زر و اشياء گران‌بهاى ديگر بدست آنها افتاد . عقب‌نشينى و مرك ژولين 363 ميلادى ژولين بعد از شكست دادن پادگان ايران در تيسفون با يك سوم از سپاه خودش و پس از انتقال بقيهء نيرو در آنطرف دجله چنين تصور ميرفت كه بلافاصله تيسفون را كه داراى مزايا و استحكامات طبيعى موقعى نبود محاصره خواهد نمود و اين مسئله كه اين دليرترين دلاوران دنيا ابدا دست باينكار نزد قابل ملاحظه و فهميدن آن به نظر مشكل ميآيد ، درست است كه او از نيروى امدادى كه در كنار دجله انتظار آن را ميكشيد مأيوس بود